دلنوشته ای از پاکبانان شهر به شهروندان عزیز
ای شهروندان گرامی، ای همشهریان دلبند،
ما پاکبانان این شهریم، بینام و نشان، اما با قامتی خمشده زیر بار زحمت. قامتی که هر روز برای پاکیزگی این شهر خم میشود، اما گاهی از سنگینی بیتوجهیهای شما خمتر میشود. ما هر روز در سکوت و بیادعا، زبالههای پراکنده در کوچهها و خیابانها را جمع میکنیم، اما امروز میخواهیم صدایمان را به گوش شما برسانیم، صدایی که شاید تا به حال نشنیدهاید.
چرا وقتی کیسههای زباله را به راحتی در هر گوشهای رها میکنید، به این فکر نمیکنید که ما مجبوریم آنها را با دستهای خود برداریم؟ چرا وقتی زبالهها را تفکیک نمیکنید، متوجه نیستید که این کار چه بار سنگینی بر دوش ما میگذارد؟ کیسههای سنگین، اجسام تیز و برنده، نخالههای ساختمانی و خاکروبههایی که با زبالههای معمولی مخلوط میشوند، نه تنها کار ما را سختتر میکنند، بلکه سلامتی ما را نیز به خطر میاندازند.
آیا میدانید که تجهیزات جمعآوری زباله چقدر در برابر خاک و نخالههای ساختمانی آسیبپذیرند؟ آیا میدانید که همین بیتوجهیهای کوچک، چقدر هزینههای اضافی بر دوش شهر و در نهایت بر دوش خود شما میگذارد؟
ما نیز مانند شما خانواده داریم. ما نیز دوست داریم در مناسبتها و اعیاد، کنار خانوادهمان باشیم و از گرمای حضور آنها لذت ببریم. اما وقتی شما زبالههای خود را در هر گوشهای رها میکنید، ما مجبوریم از خانوادهمان دور بمانیم و به جای شادی و آرامش، به جمعآوری زبالهها مشغول شویم.
شهروندان عزیز، ما از شما انتظار تشویق و قدردانی نداریم، فقط میخواهیم کمی بیشتر به ما و زحماتمان فکر کنید. وقتی زبالههای خود را در سطلهای مخصوص میریزید، وقتی تفکیک زباله را جدی میگیرید، وقتی به جای پرتاب زباله از پنجرهی ماشین، آن را تا رسیدن به سطل زباله نگه میدارید، در واقع به ما و سلامتیمان احترام گذاشتهاید.
ما پاکبانان این شهریم، بینام و نشان، اما با قلبی بزرگ که هر روز برای پاکیزگی این شهر میتپد. به ما کمک کنید تا این شهر را نه فقط برای شما، بلکه برای همهی ما، به جای بهتری تبدیل کنیم.
با احترام،
پاکبانان شهر